♥###Just-hamed-komeili###♥
###به نام حضرت دوست که هر چه داریم از اوست###
نماز و روزه هاتون فبول بچه ها اغما رو دوباره پخش میکن.... هوراااااااااا. من خودم دیروز فهمیدم. گفتم شاید شما هم بی خبر باشین!!! شب ها ساعت ۱۱:۵۵ پخش میشه و تکرارش هم ساعت ۱۰:۵۵ صبح. بعد ار مدتها دوباره تم درست کردم. یچه ها این تم ها برای گوشی های سونی اریکسون. من خودم برای T700 درست کردم. ولی مطمئنا به گوشی های دیگه هم میخوره. البته گوشی های که سایز صفحشون ۳۲۰*۲۴۰ !! امیدوارم خشتون بیاد!!! راستی اگه خواستید میتونید به ایمیل من عکسایی که میخواید بفرستید تا به سلیقه ی خودتون تم درست کنم. و حتی میتونید رنگش رو هم به من بگید. ای تم ها یکیش صورتیه یکیش آبیه!! عکسشم براتون گذاشتم. آها راستی این ID:parisa7422 E-mail:tibdamini_sarbehava@yahoo.com حالا بریم سراغ تم ها...!! فقط 10 ثانیه طول میکشه!!!! این تم صورتی: Password:www.just-hamed-komeili.blogfa.com این تم آبی: Password:www.just-hamed-komeili.blogfa.com شاد باشید تولد تولد تولدت مبارک اینا هم کادوی من. حالا بدو شمع ها رو فوت کن!!!
زندگی قشنگ ما وقتی داشت یکنواخت می شد خدا یکی از فرشته هاش را از آسمون کم کرد و تو را به ما هدیه داد تا زندگی ما روز به روز قشنگ تر و شیرین تر بشه ، و ما با همه وجودمان پاره تن و عصاره زندگی مان را دوست می داریم و روز تولدت را جشن می گیریم . « تولدت مبارک ». آقا حامد تولدت مبارک. امیدوارم ۱۲۰ ساله شی. حتی بیشتر... . خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی ... خیلی دلم برات تنگ شده... . امیدوارم هر چی زودتر ببینمت٬ مثل اون موقع که تو سینما نور دیدمت. وای ی ی ی ی عجب روزی بود. یادش بخیر. چقدر زود گذشت. هیچوقت یادم نمیره اون موقعی رو که با اشاره و خنده از کنارم با ماشین رد شدی و گفتی بر میگردم. اما من..... . آخه چرا واینستادم منتظرتون؟؟؟؟ امیدوارم یه بار دیگه ببینمتون که نخوام تا آخر عمرم همه ش بگم: کاش......... !!!!! خب بگذریم. من میخواستم خیلی خیلی زودتر از اینا آپ کنم. تولدت و زود تر از همه تبریک بگم ولی نشد. میخواستم ۱۲ شب بیام. که دقیقا میشد ۱۴ تیر. ولی نشد. خواستم صبح زود بیام ولی خواب موندم. خواستم ۱۱ بیام٬ که بابام اومد ایمیل شو چک کنه. خواستم روی پست مطلب کلیک کنم که اینترنت قطع شد. ولی الان اومدم و چه زود چه دیر ولی آپ کردم و از ته دلم تولدت و تبریک گفتم و برات آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم خوشبخت بشی و از ته دلم آرزو میکنم این آپ و بخوونی!!!! قشنگ ترین بهونه ی من ... آروم کننده ی قلب بی قرارم ... تولد سلام سلام. خوبید؟؟؟ خوشید؟؟؟ ببخشید که دیر دیر میام. آخه کلی درس دارم. بچه ها ترو خدا دعا کنید امتحاناتم خوب شه تا بتونم تابستون بیام تو نت. اوه اوه. اون روزیی و فکر کن که برم کارنامه بگیرم خدایی برای امتحانات الان خیلی خیلی خیلی دارم درس میخونم و تمام سعی ام و میکنم. همه ش سرم تو کتابه تا الان که ۴ تا امتحان دادیم. فردا هم امتحان بدم دیه سختاش تموم میشه. آخـــــــیش. قول میدم بد امتحانات تند تند آپ کنم. شما هم قول بدید نظر یادتون نره! میدونم وبلاگم هنوز اونقدر قشنگ نشده که یه عالمه نظر بدید٬ ولی باور کنید اگه شما نظر بدید رفته رفته وبلاگ منم بهتر میشه به گزارش خبرنگار ما، اين فيلم كه اولين تله فيلم اين شبكه جهاني است، از 14 ارديبهشت در شهر كاشان كليد خورده و سكانسهايي از آن نيز در شهرهاي اطراف آن مثل ابيانه و قمصر جلوي دوربين ميرود.كارگردان كار، داريوش ياري است و اين فيلم را براساس فيلمنامهاي از پديده برومند جلوي دوربين برده است. تهيهكنندگي آن را هم بهروز مفيد به عهده دارد. آخ جوووووووووووووووووون دو خواهر عید فطر اکران میشود و ساخت انونس و طراحی بیلبورد و پوستر شروع شده و خرداد ماه تمام میشود.. محمد بانکی کارگردان دو خواهر در این رابطه افزود: دو خواهر برای اکران عمومی مشکلی نداشته و تاخیر در اکران فیلم به دلیل به دلیل طولانی شدن مراحل فنی بوده است. پیش از عید دستگاه صدا گذاری دالبی دیجیتال را وارد و فیلم را به این شیوه صداگذاری کردیم و این مرحله کمی طولانی شد. اما پروانه نمایش (دو خواهر) بدون حذف و اصلاحیه صادر شد و برای اکران فیلم مشکلی وجود ندارد. با تشکر از سروناز جوووووووووووووووووووووووووووووووونم عاشقشـــــــــــــــــــــــــــــــم.
اینم یه عکس دیـــــــــــــــــــــــــــه قربونش بلــــــــــــــــــــــــــــــــــم با تشکر از پرنیان جوووون. امیدوارم راضی باشه به قول آقا حامد: شرمنده به خدا که به هیچ کدومتون سر نزدم. آخه میدونید از ۲۴ اسفند رفتم مسافرت. جاتون خالی خیلی خیلی خیلی هم خوش گذشت. خلاصه اینترنت در دسترس نبود. راستی هر چند دیره ولی سال نو رو بهتون تبریک میگم. خب بچه ها براتون مصاحبه ی حامد کمیلی در مجله رویش و گذاشتم. امیدوارم تا آخرشو بخونید و خوشتون بیاد. در ضمن امیدوارم نظر هم یادتون نره
سال ۸۷، سال ورود تو به سینما بود. بله. حضور در سینما چطور بود؟ در همه جای زندگی ام سیستم پلکانی را رعایت کرده و قدم به قدم پیش رفته ام. در بازیگری نیز از تئاتر شروع کردم و به تلویزیون آمدم و حالا هم که در خدمت سینما هستم. من از همان روزی که در تئاتر مشغول بودم به سینما فکر می کردم. شروعت با یک فیلم تجاری بود. با فیلم دوخواهر، اما بعد از آن نیز در یک کار خاص به نام تردید جلوی دوربین رفتم. بعد هم پسر آدم و دختر حوا. یک تجربه متفاوت دیگر. برای شروع خوب است. من در لحظه جلو می روم هر چند که همیشه برای خودم دورنمایی نیز دارم. اساسا اهل صبرم و معتقدم که اینطوری می توانم به بهترین اتفاق برسم. من به سینما ی تجاری علاقه دارم و خوشحالم که در شروع کارم موفق به حضور در کار سینما شده ام که مردم آن را دوست دارند. برویم سراغ کاندیدا شدنت در جشنواره. اتفاق خاطره انگیزی بود. مهم این بود که در سال اول حضورم در سینما کاندیدای سیمرغ شدم. به بردن سیمرغ هم فکر می کردی؟ اگر بگویم نه دروغ است، اما خیلی خوشحال شدم از اینکه سیمرغ را آقای علیرضا خمسه بردند. برای شروع البته همین که کاندیدا شدم کافی است. می گویند از وقتی وارد پروژه تردید شدی همیشه کری می خواندیو به خیلی ها گفته بودی که بازی ات در این فیلم تو را به سیمرغ می رساند. اگر کسی مدعی است برایش کری خوندم بی رودربایستی بیاد تو روی خودم این قضیه رو تکرار کنه. پس تکذیب می کنی؟ شاید از علاقه ام به فیلم و به کارگردانی آقای واروژ کریم مسیحی و به همکاران خوبی که در این کار داشتم گفته باشم، اما مطمئنم که برای کسی کری نخوانده ام. به تلویزون بر نمی گردی؟ از تلویزیون خداحافظی نکرده ام که نخواهم بر گردم، اما الان درگیر سینما شده ام. رویای نوروزی؟ شاید حرفی که می خواهم بزنم کودکانه باشد، اما به هر حال این فکر بخشی از آرزوی نوروزی من است. دوست دارم در لحظه ی تحویل سال همه ی ایرانی ها در هر کجا که هستند در آن لحظه شاد باشند و بخندند و هیچ غمی توی دلشان نباشد. من به انرژی ها خیلی معتقدم و به نظرم زیباترین شکلی که می توان سال نو را آغاز کرد همین شکلی است. خانه تکانی کرده ای؟ سعی میکنم خانه ام را عوض کنم. خانه تکانی دلت را چطور؟ خیلی سخت است. سال تحویل کجایی؟ شاید خانه باشم، اما بعدش به سفر میروم. سفره هفت سین. دوستش دارم. اولین سینی که روی سفره می گذاری؟ سکلات است. حرف آخر. امیدوارم وقتی به گذشته نگاه می کنم احساس شرمندگی نکنم. همچنین سعی می کنم در سال جدید پاسخگوی انتظارات دوستدارانم باشم.
و اما دو تا عکس... قربونش برمممممممممممممممم الهی سلام سلام بازم سلام. خوبیــــــــــد؟ دوباره عکس از دو خواهر. خیلی خیلی خوشمله ومن بازم از شنتیای عزیز ممنونم. اینم یه عکس خوشمل با تشکر از سحر جوووووون سلام سلام. چطورید؟؟؟ خوبید؟ وای بچه ها چند تا عکس خوشمــــــــــــل دارم امیدوارم خشتون بیاد. از یکی از دوستان خوب شنتیای عزیز گرفتم واقعا دستش درد نکنه... با تشکــــر از پسر خاله ی حامد کمیلی (آقا فرزاد) ممنون از همه . سلام. وای ی ی ی. یچه ها کاشکی امروز صبح از خواب بیدار نمیشدم آخه داشتم خواب حامد و میدیم اصلا وقتی فهمیدم خواب میخواست گریه ام بگیره حالا بریم خوابم و تعریف کنم: اولش که خواب دیدم با مامان و بابام و خواهرم تو ماشینیم که یه دفعه بابام میگه إإإإإإإإإإإإإإإ مثل اینکه ماشین آقای کمیلی. که من میگم نه بابا این ماشینش نیست که. که بعد مامانم میگه چرا مگه پلاک ماشینش 196ق96 نیست!!!! ( پلاکش یه همچین چیزایی بود ، یعنی تو خوابم میدونستم که پلاک ماشین حامد کمیلی همینه) خلاصه... داشتم میگفتم.... خلاصه بابام از ماشین پیاده میشه داد میزنه آقای کمیلی... ( که بعد یادم نیست چیکار میکنه. میره جلو حرف میزنه یا ....) ولی خوب یادمه که من فرداش به دوستام میگم یه همچین اتفاقی افتاده که بعد میریم اونجا که حامد کمیلی رو ببینیم که بعد میفهمم که پاتوق حامد کمیلی اونجاست که اصلا جواب نمیداد خلاصه نمیدونم فرداش بود کی بود که به خواهرم گفتم بیا دوباره بریم پیش حامد . که رفتیم پیش حامد و نشستیم پشت یه میز که من به حامد گفتم میتونم باهاتون مصاحبه کنم؟ که جامد گفت فعلا به درساتون برسید یعد از خواب بیدار شدم وای فکر کنید همه اش خواب بود وای عجب خوابی بود کسی بلد نیست خواب تعبیر کنــــــــــــــــــــــــــــــــــــه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به سلام دوستان گل دلم خیلی براتون تنیگده. هم برای شما هم برای وبلاگ خودم هم برای وبلاگاتون از همه مهم تر دیم برای حامد کمیلی خیلی تنگ شده. آخه اصلا خبری ازش نیست از دو خواهر هم که خبری ندارم راستی از نظرای قشنگتون هم ممنون، خیلی خوشحالم کردید. البته قبلا ها بیشتر نظر میدادی هاا. ولی خب قبول دارم آخه مطلب زیادی درباره ی حامد کمیلی نذاشته بودم. ببینم الان چی کار میکنید خب همون طور که قبلا گفته بودم قرار بود تو آپ جدیدم عکس بگو که رویا نیست و بذارم امیدوارم خوستون بیاد. نظر هم بدید خوشحال میشم نمیدونم چرا کوچیکس کردم کیفیتش خراب شد بابای
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خیلی خیلی خیلی خوشحالم کردین.....
من و جو گرفت گفتم بیام و دوباره آپ کنم
سعی میکنم یه روزه به ایمیلتون بفرستم.










دوست دارم تا ابد....
تک گل سرخ زندگی من ...
یه دنیا ممنون که به دنیا اومدی ...
سالگی مبارک




بلاخره اومــــــــــــــــــــدم!!!!!
آخه درسام کم کم داره افت میکنه!!!!!!!!!!





![]()




بازيگران اصلي وقتي نبودم
حامد كميلي
، زيبا بروفه و محسن قاضي مرادي هستند و نقشهاي ديگر را هم توفان مهرداديان و ميترا خواجهييان به عهده دارند. زهره سيدي، سيد حسين آقاميري و ابوالفضل احمديان هم به عنوان بازيگران خردسال در اين فيلم حضور مييابند.
داستان فيلم كه پيش از اين «چه زود از هم جدا شديم» نام داشت، از اين قرار است كه پدرام پس از 25 سال زندگي در خارج از كشور، به زادگاهش كاشان بازميگردد. او كه تنها فرزند خانواده است، ميخواهد ارث و ميراث پدر و مادر مرحومش را بفروشد و به خارج از كشور برگردد. اما از همان ابتداي ورودش، اتفاقاتي ميافتد كه ماجرا را برخلاف انتظارش پيش ميبرد... .
در ساخت اين فيلم تلويزيوني تصويربرداران: افشين بندي، كسري كمالي، مجيد كريمي و علي داستار، طراح صحنه و لباس: مهدي بداقي، گروه صحنه و لباس: عليرضا قاسميپور، فرياد صالحي، مسوول لباس: فاطمه بازيار، چهرهپرداز: آرمين اسماعيلي، گروه چهرهپردازي: الهام رستمي، ميثم قراگوزلو، مدير صدابرداري: ميثم معتمدي، عكس: مهرنوش دژبان، مديرتوليد: علي خليلي و روابطعمومي: مرجان جنگلي همكاري ميكنند.
اين فيلم تلويزيوني متناسب با اهداف شبكه جهاني جامجم و ويژگيهاي مخاطبان آن (ايرانيان مقيم خارج از كشور) توليد ميشود. 
![]()












![]()




شاد باشیــــــــــــــــــد





امیدوارم سال خوبی براتون باشه.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
((((همچنین برای آقا حامد))))![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()




![]()
![]()











شاد باشید 

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()



![]()
و منمون از سروناز جووووون

عجی خواب خوبی بود
بهترین خواب عمرم بود.



که همه دارن ازش امضا میگیرن. خوب یادمه که دفتر ادبیاتم و در میارم که حامد کمیلی امضا کنه ولی همه ی صفحاتش پر بود
حامد هم عصابش خورد میشه دفتر و میگیره بعد انقدر میگرده تا یه صفحه پیدا میکنه و امضا میکنه و بعد هم اسمم و میپرسه منم ID اون و میگیرم. بعد که میرم خوونه. add اش که کردم که همون روز باهاش chat کردم یادم نیست چی گفتم به جز اینکه یه بار گفتم خیلی دوست دارم و یه بار گفتم من همونیم که بابام صداتون زد
منم داشتم خودم و میکشتم که بعد یادمه گفت منم همینطور. همین.
ولی شمارشو بهم داد ( کاشکی شمار رو حفظ میکردم
)
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی بد بود

ولی من موندم که چقدر خوب این خواب و یادم مونده بود. چون معمولا زود یادم میره
مخصوصا که خوب یادمه تو دفتر ادبیاتم امضا کرد
کاشکی امشب هم همین خواب و ببینم




سلام سلام. خوبید؟ خوشید؟
خبرررر دارم. که امیدوارم اولین نفری باشم که بهتون میگم.
اگه گفتید؟؟؟؟!؟
اصلا بیخیال نمیگم
نه خب میگم.
پس بذارید از اولش بگم
رفته بودم مهمونی که داشتیم تلویزیون میدیدم و عموم داشت شبکه ی ماهواره رو عوض میکرد که ناگهان...
ناگهان....
دربارهی حامد هاااااااااااا اگه دوست داری ببینی چیه برو به ادامه مطلب


ادامه مطلب

هر چند دو تا فیلم تموم کرده اگه اشتباه نکنم اسم یکیش پسر آدم، دختر حوا ست، اسم یکی دیه هم تردید
که ایشالله بزودی پخش میشه
شما اگه خبری داشتید بی زخمت به منم بگید تا ما هم با خبر شیم
ممنون میشم.


![]()










شما به بزرگی خودتون بخشید![]()
![]()
![]()

| Design By : Night Skin |


